در محضر نائب الامام
بیانات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای
قطعه های تصویری از بیانات رهبری در سال 85
در اين مقطع زمانى، ياد و نام مبارك پيامبر اعظم از هميشه زندهتر است؛ و اين يكى از تدابير حكمت و الطاف خفيّهى الهى است. امروز امت اسلام و ملت ما بيش از هميشه به پيغمبر اعظم خود نيازمند است؛ به هدايت او، به بشارت و انذار او، به پيام و معنويت او، و به رحمتى كه او به انسانها درس داد و تعليم داد. امروز درس پيغمبر اسلام براى امتش و براى همهى بشريت، درسِ عالم شدن، قوى شدن، درس اخلاق و كرامت، درس رحمت، درس جهاد و عزت، و درس مقاومت است. پس نام امسال به طور طبيعى، نام مبارك پيامبر اعظم است.
امروز همه دنیای اسلام باید قضیه فلسطین را قضیه خود بدانند، این کلید رمز آلودی است که درهای فرج را به روی امت اسلامی می گشاید. فلسطین باید به ملت فلسطین برگردد و دولت واحد فلسطینی به انتخاب همه فلسطینیان، سراسر کشور خود را اداره کند. کوشش پنجاه ساله انگلیس و آمریکا و صهیونیستها برای حذف نام فلسطین از نقشه جهان و هضم ملت فلسطین در ملتهای دیگر، به جایی نرسید و فشار و ستم و قساوت به عکس نتیجه داد. امروز ملت فلسطین از اسلاف 60 سال قبل خود زنده تر و شجاع تر و کارآمدتر است، این روند که در سایه ایمان و جهاد و انتفاضهی افتخار آفرین پدید آمده باید ادامه یابد .
حلقه های به هم پیوسته توطئه آمریکایی درباره ایران و عراق و سوریه و لبنان که با هدف حاکمیت بر خاورمیانه ای با سرمداری رژیم صهیونیستی است، هرگز کامیاب نخواهد شد و جز خسارت مهلک برای سردمداران آمریکا به بار نخواهد آورد.
ما در جمهوری اسلامی ایران و یقیناً انبوه مسلمانان و آزادیخواهان در سراسر جهان، در غم و محنت شما خود را شریک می دانیم، شهیدان شما، شهیدان ما، رنج و اندوه شما، رنج و اندوه ما و پیروزی شما، پیروزی ما است. امت بزرگ اسلامی نمی تواند همچون غرب مزور، در برابر ظلمی که برشما می رود بیتفاوت و ساکت بماند و با دشمن شما دست دوستی بدهد. هر که چنین کند با شما دشمنی کرده است و مطمئناً ملتهای مسلمان از این گناه بزرگ مبرایند. امت اسلامی موظف است به هر گونه ممکن به شما یاری برساند و شما را در ادامه این راه مبارک کمک کند
ما مىخواهيم اين راه را با قدرت، با چشم باز، با همبستگى ملى برويم و كارى به كسى نداريم؛ تهديدى براى كسى نيستيم؛ اما به آرمانهاى خودمان پابنديم؛ به منافع ملىمان پايبنديم و آن كسى كه منافع ما را تهديد كند، تيزى خشم اين ملت را خواهد ديد.
ما بايد اين ذخيره را نابود نكنيم؛ ما بايد اين ذخيره را نفروشيم؛ ما بايد اين ذخيره و سرمايهى ارزشمند را راكد هم نگذاريم و آن را مصرف روزانهى سياسى خودمان هم نكنيم، بلكه بايد اين ذخيره را با دقت و مراقبتِ تمام حفظ كنيم و از سود اين ذخيره و سرمايهى ارزشمند، آيندهى كشور و تاريخ خودمان را بسازيم.
امام داراى اين چهار ايمان بود: ايمان به خدا، ايمان به مردم، ايمان به اين راه و ايمان به موفقيت حتمىِ آخر كار. اين ايمانها در دل مردم، آنها را به حركت، به انديشيدن، به پيش رفتن، وادار مىكند. آن كسانى كه ايمان به خدا، ايمان به مردم، ايمان به اين راه، ايمان به موفقيت را در مردم تضعيف كنند، براى دشمن كار كردهاند. دشمن، بزرگترين جايزه را به اين افراد مىدهد. همچنين آن كسانى كه با حركت علمى كشور مخالفند؛ آن كسانى كه دانشگاهها، مراكز تحقيقى، مركز علمى را مىخواهند از علم و از تحقيق و پژوهش دور كنند، براى دشمن كار مىكنند. دشمن، بيشترين جايزه را حاضر است به اين افراد بدهد. آن كسانى كه عليه امنيت ملت كار مىكنند، وحدت ملى را مخدوش مىكنند، به عنوان حمايت از اقوام، مىخواهند وحدت ايرانى را - اين اقوام، همه ايرانىاند؛ همه وفادار به ايرانند و همه خود را ايرانى مىدانند و به آن مفتخرند - متزلزل كنند، براى دشمن كار مىكنند.
صهیونیست ها مایل بودند که لبنان گوشت زیر دندانشان باشد؛ هر وقت می خواهند، هر کار می خواهند با لبنان بکنند. امروز بازوان مقتدر مقاومت لبنان و حزب الله لبنان موجب شده که این خواب آشفته صهیونیست ها نتواند تعبیر شود؛ لذا از آن طرف رییس جمهور آمریکا در می آید که حزب الله باید خلع سلاح شود. بله، معلوم است که شما این را می خواهید. معلوم است که صهیونیست ها این را می خواهند. اما این کار اتفاق نخواهد افتاد.ملت لبنان قدر حزب الله را می دانند؛ قدر مقاومت را می دانند. چون می دانند همین بازوان قدرتمند هست که نگذاشته است صهیونیست ها هر وقت اراده می کنند و هر کار اراده می کنند با لبنان بتوانند انجام دهند.
يك جمله راجع به اين حرفى كه از قول پاپ نقل شده است؛ عرض بكنيم كه دنياى اسلام بحق در مقابل اين حرف عكسالعمل نشان داد. اين اظهارنظرى كه از يك شخصيتِ روحانى مسيحى دربارهى اسلام با يك ميليارد و نيم انسانِ متدينِ به اسلام و با ميليونها كتابِ نوشتهشدهى دربارهى اسلام، صادر شد، از دو جنبه قابل توجه است: جنبهى اول كه بيشتر هم امروز در دنياى اسلام و در اين چند روز به آن توجه شده، مسألهى تهمتى است كه به اسلام متوجه شده است و اين ايراد و اين تهمت، ظلم به اسلام و بىانصافى دربارهى اسلام است. اسلام را متهم كردن به اينكه از عقلانيت جداست و نسبت به عقل بىاعتناست، همانقدر ظالمانه است كه انكارِ يك امر بديهى؛ انكار منافع خورشيد يا انكار نور خورشيد. در كدام كتاب آسمانى اين همه مخاطبان امر شدهاند به تفكر، به تعقل؛ «لعلّكم تتفكّرون»، «لعلّكم تعقلون»؛ به تدبر در آيات تكوينى الهى. در كدام كتاب آسمانى در اولين خطاب به علم، به قلم، به تعليم، توجه شده و اهميت داده شده است. و امروز اگر دنياى غرب در كار علم و پيشرفت علمى موفقيتى دارد، كدام مورخ و مطلعِ باانصافى است كه تصديق نكند كه اين را از دنياى اسلام گرفته است. قرون وسطى كه قرون تاريكى و ظلمت و سياهى دنياى غرب و اروپا بود، دوران شكوفايى علم و تعقل و انديشه و فلسفه و ابنسيناها و فارابىها و افرادى اينچنين، در دنياى اسلام است. مسألهى جهاد اسلام را هم نفهميدن و بد معرفى كردن، يك بىانصافى ديگر است. جهاد اسلام براى تحميل عقيده نيست؛ براى مبارزهى با كسانى است كه انسانها را به بردگى مىكشند. جهاد اسلام جنگ با ملتها نيست؛ بلكه جنگ با قدرتهاى ستمگر و ظالم است.
جنبهى دوم قضيه، به نظر من از جنبهى اول مهمتر است و آن، سياستهاى پشتپردهى اينگونه بيانات است، كه مسأله را براى ما روشن مىكند. مسألهى بحرانآفرينى مذهبى در دنيا، قرار دادن اصحاب اديان مختلف و مذاهب مختلف در مقابل هم، جلوگيرى از همكارى ملتهايى كه داراى عقايد مختلفند، ايجاد جنگ، ايجاد درگيرى و ايجاد بحران، كه اين خواست قدرتهايى است كه ادامهى حياتشان منوط به بحرانآفرينى است؛ بايد بحرانآفرينى كنند تا بتوانند مقاصد خبيث خودشان را در ميان جامعهى بينالمللى دنبال بكنند. من از اين نگرانم كه پشت سر اين بيانات، بدبينى مسلمانان و مسيحيان نسبت به يكديگر، كينهورزى ملتهاى مسيحى و مسلمان با يكديگر، زشت كردن چهرهى مسلمين - بخصوص در كشورهايى كه در آنجا در اقليتند؛ مثل كشورهاى اروپايى و امريكا - ايجاد بهانههايى براى سركوب جوامع مسلمان در اين كشورها با اتهام واهى تروريست و امثال اينها فراهم شود. آنچه كه پشت سرِ اين قضيه هست، اينجور سياستهاست؛ اين را بايد توجه داشت.
گناه ملت ايران از نظر قدرتمندان اين است كه اين طلسم را شكسته است. ايستاده است و توانسته است بايستد. و نه فقط بايستد بلكه توانسته است در عين ايستادگي روز به روز خودش را قوي تر كند. اين حقيقت قضيه است در مورد ملت ايران. بعد از اين هم همين خواهد بود. ملت ايران خواهد ايستاد. خود را بيشتر تقويت خواهد كرد. هم از لحاظ معنوي، هم از لحاظ مادي، هم از لحاظ بنيه اقتصادي ، هم از لحاظ توانايي هاي نظامي و دفاعي و هم از لحاظ اخلاق و فضيلت انساني. روز به روز بايد ما بيشتر خودمان را بسازيم و بيشتر ثابت كنيم كه خداي متعال ، انسان را قوي، آزاد، صاحب اختيار، صاحب عزم و اراده آفريده است و وعده الهي راست است.
و از دشمن نترسيد. شرط موفقيت اين است كه از دشمن نترسيد والّا ترس بلاي جان و موريانه بناي عزم انساني است. شما ببينيد الان همه كارشان اين است كه بترسانند. اين رژيم جعلي دروغين اشغالگر صهيونيست اعتراف كرد به اينكه بمب اتمي دارد فقط به خاطر اينكه بترساند. البته خاطرش هم جمع است كه متنفذين شوراي امنيت سازمان ملل كه هر گوشه دنيا، از آفريقا، سومالي ، ميانمار، هر جا يك اتفاق كوچكي بيفتد فوراً احساس خطر مي كنند براي امنيت ملي و به بند 7 فلان تمسك مي كنند اينها چشم هايشان را مي بندند. به اين هم خاطر جمع است. اين براي ترساندن كشورهاي اسلامي، اين براي ترساندن ايران اسلامي، اين براي ترساندن منطقه خاورميانه بود. ترساندن ابزار قدرت هاي زورگوست. اين ابزار را كُند كنيد.
امروز تصميم ما، سرنوشت تاريخى دنياى اسلام را تعيين مىكند. مربوط به شخص خود ما و امروزِ خود ما نيست. امروز هيچ راهى در مقابل امت اسلامى وجود ندارد، مگر اينكه به قدرت خود ايمان بياورد و از ادامهى انظلام پرهيز كند و تصميم بگيرد زير بار زورگويى نرود. ما ملتهاى اسلامى را دعوت نمىكنيم به اينكه شمشير به دست بگيرند و با كشورهاى دنيا جنگ كنند؛ ما آنها را توصيه مىكنيم به اينكه حق خود، قدر خود، عزت خود، عزت ملتهاى خود، تاريخ و ميراث ارزشمند خود را بشناسند، قدر آن را بدانند و به آن تكيه كنند؛ اجازه ندهند كه دنياى كفر و استكبار - كه امروز در مشت صهيونيستهاست - آنها را تحقير كند؛ اين حرف ماست.
ما آن آدمهايى نيستيم كه بنشينيم كسى ضربه بزند، جواب ضربهى او را ندهيم؛ ما اهل صلحيم، اهل آرامشيم و به كسى تعرض نمىكنيم؛ دليلش هم واضح است، ببينند؛ ما به كدام كشور حمله كرديم؟ ما با كدام كشور جنگ شروع كرديم؟ ما كدام كشور را تهديد كرديم؟ ما اهل اين چيزها نيستيم؛ اما اهل اين هستيم كه اگر كسى ضربهاى بزند، ضربهى او را با دوچندان شدت، پاسخ بدهيم. و به شما برادران و خواهران عزيز عرض بكنيم؛ بهترين راه مبارزهى با استكبار و دشمنان، همين است كه ما در ساختن و پيشرفت كشورمان، هر چه مىتوانيم سعى كنيم؛ پيشرفت علمى، پيشرفت فناورى، پيشرفت اخلاقى، همبستگى ملى و محكم كردن پايهى ايمان و انگيزههاى معنوى؛ هر چه كه در اين چيزها ما پيشرفت كنيم، دشمن بيشتر عقب مىنشيند و اين مهمترين مبارزهى ملت ايران است.
این تشنج آفرینی ها، تحریک کردن های قومی و مذهبی و قشری و امثال اینها، این آخرین تیر ترکش دشمن علیه ملت ایران و علیه جمهوری اسلامی است.در همین حرکت هم به طور قطع شکست می خورند، هیچ تردیدی در این نیست؛ نشان می دهد. وقتی می خواهند پول های خودشان را مصرف کنند طبق همان برنامه ای که اعلام هم شده است برنامه پنهانی نیست برای تحریک قومیتها، برای تحریک قشرها برای تحریک جوانها وقتی پولهایشان را می خواهند خرج کنند مثل همیشه با تحلیل غلط در غلط ترین نقطه قدم می گذارند؛ حالا می روند سراغ آذربایجان. آذربایجان را نمی شناسند. خیلی ها آذربایجان را نمی شناسند. آذربایجانی که دفاع جانانه او از تمامیت ارضی این کشور و فداکاری های او در راه استقلال این میهن در اغلب این نقاط کشور بینظیر است؛ نمی توان نظیری برایش پیدا کرد به معنای حقیقی کلمه اینها به خیال خودشان می روند سراغ آذربایجان. مثل همان روزهای سال های 60 همین شهر تبریز عده ای را آوردند، یک عده قابل تحریک را هم تحریک کردند. مرحوم آقای مدنی -رضوان الله علیه- را در یک برهه ای در یک خیابانی محاصره هم کردند. امام اینجا گفتند: نمی خواهد نگران باشید مردم تبریز خودشان جواب اینها را خواهند داد. آنچنان مشت محکمی مردم به دهان معارضین و آشوبگران نواختند که هیچ دستگاه دیگری نمی توانست این کار را بکند. خود مردم آذربایجان صاحب انقلابند. صاحب این انقلابند. این که در شعارها، حالا آقا شعار دادند این شعار رایج مردم آذربایجان است. شعار دیگرشان "آذربایجان جانباز انقلاب دان آیرلماز" این یک حرف واقعی است. انقلاب دان آیرلماز:یعنی جدا نمی شود؛ غیر قابل جدا شدن است. واقع قضیه هم همین است. این حماقت دشمنان این ملت را نشان می دهد که می روند سراغ آذربایجان پاسخ دشمن را، پاسخ تحریکات را، پاسخ وسوسه ها را خود مردم آذربایجان به بهترین وجهی خواهند داد.
صهیونیست ها مایل بودند که لبنان گوشت زیر دندانشان باشد؛ هر وقت می خواهند، هر کار می خواهند با لبنان بکنند. امروز بازوان مقتدر مقاومت لبنان و حزب الله لبنان موجب شده که این خواب آشفته صهیونیست ها نتواند تعبیر شود؛ لذا از آن طرف رییس جمهور آمریکا در می آید که حزب الله باید خلع سلاح شود. بله، معلوم است که شما این را می خواهید. معلوم است که صهیونیست ها این را می خواهند. اما این کار اتفاق نخواهد افتاد.ملت لبنان قدر حزب الله را می دانند؛ قدر مقاومت را می دانند. چون می دانند همین بازوان قدرتمند هست که نگذاشته است صهیونیست ها هر وقت اراده می کنند و هر کار اراده می کنند با لبنان بتوانند انجام دهند.
يك جمله راجع به اين حرفى كه از قول پاپ نقل شده است؛ عرض بكنيم كه دنياى اسلام بحق در مقابل اين حرف عكسالعمل نشان داد. اين اظهارنظرى كه از يك شخصيتِ روحانى مسيحى دربارهى اسلام با يك ميليارد و نيم انسانِ متدينِ به اسلام و با ميليونها كتابِ نوشتهشدهى دربارهى اسلام، صادر شد، از دو جنبه قابل توجه است: جنبهى اول كه بيشتر هم امروز در دنياى اسلام و در اين چند روز به آن توجه شده، مسألهى تهمتى است كه به اسلام متوجه شده است و اين ايراد و اين تهمت، ظلم به اسلام و بىانصافى دربارهى اسلام است. اسلام را متهم كردن به اينكه از عقلانيت جداست و نسبت به عقل بىاعتناست، همانقدر ظالمانه است كه انكارِ يك امر بديهى؛ انكار منافع خورشيد يا انكار نور خورشيد. در كدام كتاب آسمانى اين همه مخاطبان امر شدهاند به تفكر، به تعقل؛ «لعلّكم تتفكّرون»، «لعلّكم تعقلون»؛ به تدبر در آيات تكوينى الهى. در كدام كتاب آسمانى در اولين خطاب به علم، به قلم، به تعليم، توجه شده و اهميت داده شده است. و امروز اگر دنياى غرب در كار علم و پيشرفت علمى موفقيتى دارد، كدام مورخ و مطلعِ باانصافى است كه تصديق نكند كه اين را از دنياى اسلام گرفته است. قرون وسطى كه قرون تاريكى و ظلمت و سياهى دنياى غرب و اروپا بود، دوران شكوفايى علم و تعقل و انديشه و فلسفه و ابنسيناها و فارابىها و افرادى اينچنين، در دنياى اسلام است. مسألهى جهاد اسلام را هم نفهميدن و بد معرفى كردن، يك بىانصافى ديگر است. جهاد اسلام براى تحميل عقيده نيست؛ براى مبارزهى با كسانى است كه انسانها را به بردگى مىكشند. جهاد اسلام جنگ با ملتها نيست؛ بلكه جنگ با قدرتهاى ستمگر و ظالم است.
جنبهى دوم قضيه، به نظر من از جنبهى اول مهمتر است و آن، سياستهاى پشتپردهى اينگونه بيانات است، كه مسأله را براى ما روشن مىكند. مسألهى بحرانآفرينى مذهبى در دنيا، قرار دادن اصحاب اديان مختلف و مذاهب مختلف در مقابل هم، جلوگيرى از همكارى ملتهايى كه داراى عقايد مختلفند، ايجاد جنگ، ايجاد درگيرى و ايجاد بحران، كه اين خواست قدرتهايى است كه ادامهى حياتشان منوط به بحرانآفرينى است؛ بايد بحرانآفرينى كنند تا بتوانند مقاصد خبيث خودشان را در ميان جامعهى بينالمللى دنبال بكنند. من از اين نگرانم كه پشت سر اين بيانات، بدبينى مسلمانان و مسيحيان نسبت به يكديگر، كينهورزى ملتهاى مسيحى و مسلمان با يكديگر، زشت كردن چهرهى مسلمين - بخصوص در كشورهايى كه در آنجا در اقليتند؛ مثل كشورهاى اروپايى و امريكا - ايجاد بهانههايى براى سركوب جوامع مسلمان در اين كشورها با اتهام واهى تروريست و امثال اينها فراهم شود. آنچه كه پشت سرِ اين قضيه هست، اينجور سياستهاست؛ اين را بايد توجه داشت.
خيلى از ملتها نه مىدانند انرژى هستهاى چيست، نه مىدانند حق مسلّم آنهاست؛ و نه اگر بدانند، مىتوانند در اين زمينه قدم از قدم بردارند؛ اما ملت ما هم مىداند كه انرژى هستهاى يك شاخص بزرگ و نمايان براى پيشرفت به تناسب پيشرفتهاى امروزِ علمىِ دنياست كه اگر ملتى نداشت، كلاهش پسِ معركه است؛ و مىداند كه اين حق مسلّم آنهاست و اين را شعار مىدهند و از ته دل از مسؤولينشان مىخواهند؛ و هم مىدانند كه كشورشان قادر است بدون اعتناى به ديگران، بدون دراز كردن دست نياز به سوى ديگران، اين حق مسلّم خودش را بگيرد و به دست آورد. اين، خيلى چيز مهمى است. اين، روحيهى ملت ماست؛ اين، اميد ملت ماست.
حالا امريكاييها مثل هميشه دهانشان را باز مىكنند، چشمشان را مىبندند و هر چه به دهنشان مىآيد، مىگويند: دنيا با غنىسازى ايران مخالف است(!) نه، شماييد كه دنيا را نمىشناسيد؛ دنيا را نمىبينيد. ملتهاى دنيا كه هيچ، حتى دولتهاى دنيا كه نشانهى آن بيش از صد كشور غيرمتعهد و حدود پنجاه كشور اسلامى است كه در كنفرانس اسلامى و در جنبش عدم تعهد گرد آمدهاند و چند مجموعهى ديگر كه اكثريت قاطع كشورهاى دنيا هستند، همه طرفدار اين هستند كه انرژى هستهاى از انحصار چند قدرت مدعى و طلبگار جهانى بيرون بيايد و ملت ايران را براى اينكه در اين راه شجاعانه ايستاده، از ته دل تحسين و تشويق مىكنند.
انتخابات مهم است؛ هم انتخابات خبرگان مهم است، هم انتخابات شوراها مهم است و هم اصل حضور مردم در انتخابات مهم است. انتخابات خبرگان - همانطور كه در نماز عيد فطر عرض كرديم - يك ذخيرهسازى براى ملت و براى آيندهى نظام است؛ مثل صندوق ذخيره، كه يك روز در هنگام نياز، اين انتخاب شما به درد ملت و كشور خواهد خورد؛ بايد اين ذخيره را نگه داريم. اين، پشتوانهاى است كه بايد براى كشور باشد. مجلس خبرگان هميشه بايد آماده باشد؛ لذا بسيار مهم است. انتخابات شوراها هم از اين جهت مهم است كه كار روزمرهى مردم و زندگى شهر و روستايى مردم، متوقف به اين انتخابات است. اگر انسانهاى صالح، كارآمد، بانشاط، مؤمن، نجيب و امين در انتخابات شوراها انتخاب شوند، خيال مردم از لحاظ مسائل جارى روزمرهى زندگى - كه با آن سر و كار دارند - راحت خواهد شد. شما اگر آن كسى را كه مىپسنديد و مىخواهيد، انتخاب نكرديد، آن كسى كه شما نمىپسنديد، انتخاب خواهد شد و رأى خواهد آورد. بنابراين، رأى خودتان را به ميدان بياوريد.
اين كه در انتخابات كنگره، حزب وابستهى به رئيس جمهور كنونى شكست خورد، اين فقط به معناى يك حادثهى داخلى امريكا نيست؛ بلكه به معناى شكست سياستهاى جنگطلبانه و پرخاشجويانهى رئيس جمهور كنونى امريكاست. اين سياستها در سطح دنيا شكست خورده است. از نظر امريكاييها، طرف اصلىِ اين سياستها ملت ايران بود؛ و معنايش اين است كه ملت ايران در اين مرحلهى سياسى به صورت بارز و در سطح بينالمللى پيروز شده است.
يك راهِ عمدهى آنها همين مسئلهى شيعه و سنى است كه بگويند جمهورى اسلامى ايران، جمهورى شيعه است و آن را در مقابل جامعهى بزرگ اهل تسنن قرار دهند؛ تعصبات و احساسات مذهبى را وارد ميدان كنند. اين، چيز بسيار خطرناك و مهمى است و دارند اين كار را مىكنند. دستهاى سياست بيكار نيستند. ما همهى همتمان بايد اين باشد كه اين خواست استكبارى را خنثى كنيم. همه بايد هشيار باشند؛ ملت ما، زبدگان ما، مبلغان ما، روحانيون پُرتلاش و خدوم ما، همه و همه توجه بكنند كه حركتى و اظهارى كه به اين نقشهى دشمن كمك بكند، از آنها نبايد سر بزند. ...وظيفهى جامعهى تسنن هم همينطور است. برادران اهل تسنن هم بدانند كه نقشهى دشمن، ايجاد اختلاف است، ايجاد تعصب است، برادركشى است؛ به كمتر از برادركشى هم راضى نمىشوند. ... آنها هم بايستى بيدار و متوجه باشند.
هر چه جمهورى اسلامى از لحاظ علمى، از لحاظ فنآورى و از لحاظ اجتماعى قدرت پيدا كند، اين قدرت متعلق به دنياى اسلام است؛ يك وزنهى سنگينى در كفهى دنياى اسلام است. انرژى هستهاى كه براى ملت ايران يك دستاورد بومى است، افتخار اينجاست. اين، براى دنياى اسلام مايهى افتخار است. اينكه حالا بنشينند امريكاييها و انگليسيها و چند تا از دولتهاى عربى - يكى يا چند تا - راجع به انرژى هستهاى ايران و اينكه بايد ما نگذاريم، بايد تحريم كنيم، بايد چه كنيم، بايد خيال اسرائيل را از اين جهت آسوده كنيم، با هم بحث كنند، اين از طرف دولتهاى اسلامى يك خطاى سياسى است. دولتهاى اسلامى بايد افتخار كنند؛ بايد بدانند اين قوت، قوتِ آنهاست. البته ملت ايران بدون ترديد از حق خود نمىگذرد و مسئولان كشور هم حق ندارند از حق ملت ايران صرفنظر كنند.
خوب حالا ما را تهديد مي كنند به تحريم. اين ملت مگر تحريم را تجربه نكرده، ما در فضاي همين تحريم بوده است كه به اين پيشرفت هاي علمي و فناوري رسيديم. مي گويند: تحريمتان مي كنيم. مگر تا حالا تحريم نكرده بودند. تحريم ايران از سوي آمريكا و بعضي از متحدانش حتي به شكل قانون هم در آمد. ابلاغ هم شد. اندازه هم معين كردند كه بيش از اين مقدار -مبلغ مختصري- هيچ كس حق ندارد با ايران همكاري تجاري و مالي و سرمايه گذاري كند. يك ملت وقتي بيدار شد؛ وقتي قدرت خود را شناخت و كشف كرد، اين چيزها نمي تواند او را متوقف كند.
گناه ملت ايران از نظر قدرتمندان اين است كه اين طلسم را شكسته است. ايستاده است و توانسته است بايستد. و نه فقط بايستد بلكه توانسته است در عين ايستادگي روز به روز خودش را قوي تر كند. اين حقيقت قضيه است در مورد ملت ايران. بعد از اين هم همين خواهد بود. ملت ايران خواهد ايستاد. خود را بيشتر تقويت خواهد كرد. هم از لحاظ معنوي، هم از لحاظ مادي، هم از لحاظ بنيه اقتصادي ، هم از لحاظ توانايي هاي نظامي و دفاعي و هم از لحاظ اخلاق و فضيلت انساني. روز به روز بايد ما بيشتر خودمان را بسازيم و بيشتر ثابت كنيم كه خداي متعال ، انسان را قوي، آزاد، صاحب اختيار، صاحب عزم و اراده آفريده است و وعده الهي راست است.
و از دشمن نترسيد. شرط موفقيت اين است كه از دشمن نترسيد والّا ترس بلاي جان و موريانه بناي عزم انساني است. شما ببينيد الان همه كارشان اين است كه بترسانند. اين رژيم جعلي دروغين اشغالگر صهيونيست اعتراف كرد به اينكه بمب اتمي دارد فقط به خاطر اينكه بترساند. البته خاطرش هم جمع است كه متنفذين شوراي امنيت سازمان ملل كه هر گوشه دنيا، از آفريقا، سومالي ، ميانمار، هر جا يك اتفاق كوچكي بيفتد فوراً احساس خطر مي كنند براي امنيت ملي و به بند 7 فلان تمسك مي كنند اينها چشم هايشان را مي بندند. به اين هم خاطر جمع است. اين براي ترساندن كشورهاي اسلامي، اين براي ترساندن ايران اسلامي، اين براي ترساندن منطقه خاورميانه بود. ترساندن ابزار قدرت هاي زورگوست. اين ابزار را كُند كنيد.
روز 22 بهمن به اذن پروردگار، به حول و قوه الهي ملت ايران يك بار ديگر خود را -با جسم خود، با فرياد خود، با عزم خود- در خيابانهاي سراسر كشور نشان خواهد داد. انشاالله روز 22 بهمن روزي است كه ملت ايران عليرغم دشمنان خواهد آمد. يك مقداري مي خواهند از همين كارهاي رواني و عمليات رواني كه مي شنويد و مي بينيد يكي از مقاصدشان همين است كه شايد بتوانند 22بهمن را خلوت كنند. هر روز، 22 بهمن روز حرص خوردن سرويس هاي امنيتي امريكا و اسراييل و انگليس و امثال اينهاست. حرص مي خورند؛ ميبينند همينطور هي مردم دارند مي آيند هي دفاع از اسلام و دفاع از جمهوري اسلامي و دفاع از دولت اسلامي و اينها را هي فرياد مي كنند جلوي چشم همه مردم دنيا. براي اينكه مردم نيايند اين شايعات را درست مي كنند؛ يكي از مقاصدشان همين است. مردم بايد خوب اينها را حرص بدهند. و امسال انشاالله گرمتر و پرشورتر و فعالتر از سالهاي گذشته عليرغم سردي هوا مردم خواهند آمد توي ميدان و خواهند ديد همه دنيا كه ملت ما چگونه است.
اين هم كه حالا به مسجدالاقصي تعرض كردند كه واقعاً حادثه مهمي است، فاجعه است. دنياي اسلام بايد از خود عكسالعمل نشان بدهد و ملتها بايد عكسالعمل نشان بدهند. ملت ها بايستي بيزاري خودشان را و نفرت خودشان را از اين دست هايي كه آلوده به اين حركت شنيع و زشت هست -تعرض به قبله اول مسلمين- بايد نشان بدهند.
من گفتهام، تأكيد مىكنم بر اين معنا و با يقين اين را عرض مىكنم كه: جوانِ امروز - جوانِ نسل سوم - در آمادگى خود و شجاعت خود و غيرت خود براى دفاع از هويت دينى و انقلابى خود، از جوانِ نسل اول - كه در دورهى جنگ تحميلى و دفاع مقدس حضور داشت - هيچ كمتر نيست، شايد هم جلوتر است.
لازم است من در همينجا، صميمانه از ملت ايران به خاطر اين حركت عظيمى كه در بيستودوى بهمنِ امسال انجام دادند، تشكر كنم. اينطور حركتها، اينطور حضور، اين غيرت و حميت الهى، موجب مىشود كه قدرت جمهورى اسلامى و نظام اسلامى جلوِ چشم دشمنان نمود پيدا كند. تهديدهاى آنها را كم مىكند و كم كرد.
قدر اين استعدادها و قدر اين شوق و همت را بدانند. با اين همه جوان، با اين همه انسان پرشور، با اين همتهاى بلند، با اين شجاعتها، كارهاى بسيار بزرگى مىشود انجام داد. مسؤولان از پيشرفت نترسند، از حركت به سمت قلههاى بزرگ نترسند؛ واهمه نكنند. از دشمن هم واهمه نكنند. نمىگوييم احتياط نكنند، چرا، احتياط در همه حال لازم است، اما احتياط كردن غير از ترسيدن است. اگر كسى از دشمن ترسيد، مرعوب دشمن شد، ديگر حركت نمىتواند بكند. نخير، از دشمن نترسند. البته مواظب باشند، مراقب باشند، جوانب كارهاشان را بسنجند، احتياط هم بكنند، ليكن عزم جلو رفتن را هرگز از دل خودشان و دل اين ملت خارج نكنند. توقف جايز نيست؛ چه در دانشگاه، چه در محيطهاى علمى ديگر، چه در محيطهاى صنعتى، چه در كارخانه، چه در محيط تجارت و دادوستد، چه در محيطهاى علمىِ دينى. در همهى محيطها توقف جايز نيست.
مىگويند اين سياستهاى اصل 44 كه شما ابلاغ كرديد، موجب ثروتمند شدن افراد و وارد شدن سرمايهدارها به ميدان مىشود. من گفتم اصلاً ما اين سياستها را ابلاغ كرديم براى اينكه همين كار بشود؛ براى اينكه بيايند وارد ميدان بشوند، سرمايهگذارى كنند، فعاليت اقتصادى كنند. مىگويند اينجورى مىشود؟! ما اصلاً براى همين ابلاغ كرديم كه اين كار بشود. بعضى ديگر اين ابهام در ذهنشان هست كه اين همه راجع به مفاسد اقتصادى گفتيد و حرص خورديد و دستور داديد، كه بعضىاش عمل شده و بعضىاش عمل نشده، حالا چطور شما اين را مىگوييد؟ من عرض مىكنم: دوستان! اگر مبارزهى با مفاسد اقتصادى به همان صورتى كه بنده گفتم، با همان جديت انجام بگيرد، كمك بسيار مهمى به همين فعاليت اقتصادى و نشاط سالم اقتصادى خواهد كرد. اين دو تا مكمل همند. همان چند سال پيش كه بنده اولبار راجع به مفاسد اقتصادى صحبت كردم، بعضى از مسئولان در ذهنشان اين بود كه ممكن است مشكلاتى ايجاد كند. من گفتم نه، آن كسانى كه مىخواهند فعاليت سالم اقتصادى داشته باشند، خوشحال مىشوند از اينكه يك عده كلّاش و قلّاش و كلاهبردار و پشتهمانداز و قانونشكن در ميدان نباشند، راهها را نبندند، اينها را بدنام نكنند. ما اين دو تا را نه فقط با همديگر منافى نمىدانيم، بلكه بنده اينها را مكمل هم مىدانم؛ معتقدم كه مبارزهى با فساد و ريشهكنى فساد، بسترساز رقابت سالم اقتصادى است و كمك به همين سياستهاى اصل 44 است كه ابلاغ كرديم.
آنچه كه من عرض مىكنم اين است كه همه در اين بخش، وظيفه دارند. علت اينكه من با دوستان خواستم صحبت بكنم، همين بود كه همه توجه كنند كه در بخشهاى خودشان اجراى اين كار را تسهيل كنند؛ هم در مجلس قوانين و مقرراتى بايستى تدوين شود يا تغيير پيدا كند، هم در بخشهاى مختلف دولت بايست مديران و مسئولان به اين كار اهتمام بورزند و با جديت آن را دنبال كنند، و هم در قوه قضائيه، كه ما جلسهاى كه با آقايان داشتيم، از قوهى قضائيه خواستيم كه دادگاههاى تخصصى براى رسيدگى به اين مسائل و دفاع از حقوق مالكيت افراد تشكيل بدهند. هم در اين زمينه دادگاه تخصصى لازم است، هم در زمينهى مسائل مربوط به مفاسد اقتصادى. در هر دو جا بخشهاى تخصصى و دادگاههاى تخصصى لازم است كه كسانى باشند كه با اهتمام كامل مسئله را دنبال كنند. در بخشهاى دولتى هم بايد همه جديت داشته باشند و سرعت عمل. البته «سرعت عمل» كه مىگوييم، مرادمان شتابزدگى نيست؛ سرعت عملِ بدون شتابزدگى. يك مقطعى را مشخص كنند و كارها را پيش ببرند و نتايج كارها را به مسئولان بالاتر گزارش بدهند. ما هم در اينجا از چند ماه پيش يك كارگروهى را تشكيل داديم براى اينكه در سه قوه موضوع را دنبال كنند. حالا در مجلس هم كميسيونى براى اين كار تشكيل شده، در دولت هم مجموعهاى براى اين كار هست. بايد كار را سرعت ببخشند. سرعت بخشيدن به كار منافات ندارد با اينكه كار شتابزده انجام نگيرد؛ يعنى مطالعات را بكنند و اطرافش را هم درست بسنجند؛ با آدمهاى صاحبنظر مشورت بكنند. اين يك وظيفه است كه همه بايد در كار خودشان جدى باشند. دوم اينكه همهى اين بندها بايد با هم مد نظر قرار بگيرد. والاّ ما بعضى از اين بندها را جلو بيندازيم، بعضى از بندها را فراموش كنيم، اين عدم تعادل به وجود خواهد آمد و درست نيست. كار سومى كه بايد انجام بگيرد كه قبلاً هم اشاره كرديم، شفافسازى مقررات است. مقررات را بايستى شفاف كرد كه جاى توجيه و تبديل و تعبير و تأويل نباشد. راههاى تقلب بسته بشود، جلوى كسانى كه اهل سوءاستفاده از ظواهر قوانين هستند، گرفته شود. كار ديگرى كه لازم است انجام بگيرد، اطلاعرسانى به مردم است. مردم بايد در جريان جزئيات كار قرار بگيرند و بدانند كه در كجا مىتوانند فعاليت اقتصادى كنند، كجا مىتوانند سرمايهگذارى كنند، چهطور مىتوانند در يك تعاونى وارد شوند. غالب مردم بىاطلاعند. سال گذشته وقتى اين سياستها از تلويزيون اعلام شد و گفته شد، بعضى از خواص شنيدند، خوشبخت شدند؛ خوشحال شدند. اغلب مردم كه ما مىديديم، اصلاً توجه نداشتند كه موضوع چيست! بايد براى مردم تشريح بشود؛ تبيين بشود.

