قطعه های تصویری از بیانات رهبری در سال 83
درباره ى مسأله ى كارگر آنچه لازم است، اين است كه در محدوده ى امكانات دولت - نه بيش از امكانات؛ به همان اندازه يى كه توان اجرايى دولت و كشور اجازه مى دهد - قوانين طورى تنظيم شود و سياستهاى اجرايى طورى ترتيب داده شود كه كارگر، هم احساس امنيت شغلى كند و هم احساس كند كه ارزش كار او فهميده شده است. درباره ى معلمان هم توجه شود كه كارى كه بر دوش معلم است، يكى از بزرگترين كارهايى است كه بشر مى تواند انجام دهد. توليد او مهمترين توليد است؛ توليد انسان فرزانه و آگاه و كارآمد. او كسى است كه چشمه هاى استعداد را در وجود انسانها جارى مى كند و اين ماده ى خام انسانى را - كه كودك و نوجوان ماست - به يك شخصيت انسانىِ كارآمد، با فكر و مفيد براى جامعه و كشور و تاريخ تبديل مى كند.
امريكا روند نابودى رژيم استكبارىِ خودش را آغاز كرده، خيلى هم پيش رفته و مردم دنيا شاهد اين خواهند بود؛ هرچند با استفاده ى از قدرت، سروصدايى مى كند. در عراق امريكايى ها گير افتاده اند و راه خلاصى هم ندارند؛ مثل گرگى كه دمش در تله گير كرده است؛ پنجه مى زند، نعره مى زند و اگر چيزى دم دستش بيايد، دندان هم مى زند. اين گرگ گرفتار يا بايد فشار بياورد و دمش از بيخ كنده شود تا بتواند خود را خلاص كند، يا بايد همينطور بماند. اينها در لجن فرو رفته اند. آن وضع صهيونيستهاست در كشور مظلوم فلسطين، اين هم وضع اينهاست در كشور مظلوم عراق. سرانجام قدرت مظلوميت بر قدرت ظلم بى مهار و بى حسابى كه اينها دارند انجام مى دهند، غلبه خواهد كرد.
قضاياى اخير نجف و كربلاست كه بسيار مهم است و قضايايى نيست كه يك مسلمان و شيعه در قبال آن بتواند آرام بگيرد. بنده خودم از دو روز قبل كه اين قضايا پيش آمد، تقريباً به طور دايم حالم منقلب است؛ يعنى واقعاً احساس مى كنم كه حادثه يى را كه اينها، اين امريكاييهاى بى خرد و قسى القلب، پيش آورده اند، حادثه ى بسيار دشوارى براى خودشان است؛ كار بزرگى را دارند انجام مى دهند و نمى فهمند. چون امام حسين و اميرالمؤمنين فقط متعلق به شيعه نيست و همه ى مسلمانها براى اين بزرگواران و براى اين مراقد مطهر احترام و ارزش قائلند، براى مسلمانِ مؤمن قابل تحمل و قابل قبول نيست كه بيايند در خيمه گاه كربلا و تانگ و توپ و نيروى مسلح بياورند، يا به گنبد مطهر اميرالمؤمنين اهانت كنند و آن را با گلوله بزنند. ورود امريكاييها به عراق غلط بود، ماندنِشان غلط بود، رفتارشان با مردم غلط بود، حاكم امريكايى بر سر مردم گذاشتن غلط بود و آمدنِشان به سمت كربلا و نجف غلط بود. اين كارهايى كه اخيراً كردند، غلط اندر غلط است و بدانند كه مطمئناً دنياى اسلام و بخصوص دنياى شيعه در مقابل اينها ساكت نخواهد ماند. در دنياى اسلام چهره ى مطهر اميرالمؤمنين، چهره ى مطهر سيدالشهدا (سلام اللَّه عليهما) چهره هاى نورانى يى است كه در اعماق دلهاى مردم جا دارد؛ آن وقت بيايند وارد شهر كربلا و نجف شوند و در كنار «وادى السلام» كه محل دفن صلحا و بزرگان و اوليا و اوصياست، حضور نظامى پيدا كنند و دهها نفر از مردم بى گناه نجف و كربلا را به قتل برسانند. جنايتى كه اينها انجام مى دهند، بزرگترين جنايتهاست و اين جنايت از نظر دنياى اسلام، از نظر ملت ايران و از نظر همه ى شيعيان جهان محكوم است .
خدا را شكر مى كنيم كه اراده ى ما محكم است؛ راهمان روشن است؛ مردممان مؤمن اند و مكتب سياسى امام، زنده و درخشنده است. دشمنان ما هم قدرت ملت را فهميده اند و به آن اعتراف كرده اند. در زمينه ى مسائل گوناگون جهانى و بين المللى، مواضع ما مستقل است. ما تحت تأثير كسى قرار نمى گيريم و به سراغ جنجال و تنش آفرينى نمى رويم؛ اما ظلم را محكوم مى كنيم؛ با ظالم اعلام مخالفت مى كنيم و از مظلوم اعلام حمايت مى كنيم.
در قضاياى عراق - على رغم آنچه دشمنان ادعا مى كنند - دخالتى نمى كنيم. معتقديم عراق متعلق به ملت عراق است. رأى ملت عراق بايد در تعيين سرنوشت عراق تأثير داشته باشد. در عراق، رهبرى دينى و رهبرى سياسى و نخبگان سياسى و نخبگان فرهنگى و دينى زيادند. به اعتقاد ما اشغالگران يك روز هم نبايد در عراق بمانند؛ يك قطره از نفت عراق هم متعلق به آنها نيست؛ يك نفر هم به عنوان مسؤول در عراق نبايد معين كنند؛ آنها هيچ كاره اند. ما معتقديم امروز كار امريكا در عراق به مراتب از يك سال پيش مشكلتر است؛ روز به روز هم مشكلتر خواهد شد و امريكا در عراق - چه قبول كند، چه قبول نكند؛ چه بخواهد، چه نخواهد - شكست خورده است.
ما ملت ايران در چهارديوارى كشور خودمان، هر دستى كه به سمت منافع ما - چه منافع علمى، چه منافع طبيعى، چه منافع انسانى، چه منافع فناورى - به تجاوز دراز شود، بى درنگ آن را قطع خواهيم كرد. ما در چهارديوارى كشورمان اجازه نمى دهيم منافع هيچ قدرتى بر منافع ملى ما ترجيح پيدا كند و مقدم شود. و اما اگر دشمن، پُررويى و تعرض و تجاوز كند، آن وقت ديگر تعرض ما به چهارديوارى كشورمان محدود نخواهد شد. اگر كسى به ملت ما تعرض و تجاوز كند، ما منافع او را در هر نقطه يى از دنيا كه باشد، به خطر مى اندازيم.
وقتى نگاه مى كنم، مى بينم مى توانيم. اين استنباط، احساساتى نيست؛ بررسى شده و محاسبه شده است. ما مى توانيم سند چشم انداز بيست ساله را - كه چند ماه قبل تصويب و به دستگاهها ابلاغ شد - در طول اين مدت تحقق ببخشيم؛ اين كارشناسى شده و بررسى شده است. شما جوانهاى عزيز اين سند چشم انداز را مطالعه كنيد. اگر كسى دقت نكند، ممكن است خيال كند افرادى نشسته اند و انشاء نوشته اند؛ ولى نه، بدانيد انشاء نيست. كلمه كلمه ى اين چشم انداز - با تأكيد مى گويم - محاسبه شده است. اينكه ما گفتيم در بيست سال آينده مى خواهيم كشورِ اول منطقه در اين خصوصيات باشيم و اين شاخصها را داشته باشيم - كه در سند دو صفحه يىِ چشم انداز ذكر شده - كلمه كلمه ى اينها بررسى و محاسبه و كارشناسى شده است.
من كه مى گويم تهاجم فرهنگى، عده يى خيال مى كنند مراد من اين است كه مثلاً پسرى موهايش را تا اينجا بلند كند. خيال مى كنند بنده با موى بلندِ تا اينجا مخالفم. مسأله ى تهاجم فرهنگى اين نيست. البته بى بند و بارى و فساد هم يكى از شاخه هاى تهاجم فرهنگى است؛ اما تهاجم فرهنگىِ بزرگتر اين است كه اينها در طول سالهاى متمادى به مغز ايرانى و باور ايرانى تزريق كردند كه تو نمى توانى؛ بايد دنباله رو غرب و اروپا باشى. نمى گذارند خودمان را باور كنيم.
شاگردى كردن اولاً به معناى شاگرد ماندن نيست، كه خيال كنيم هميشه ما بايد شاگرد آنها بمانيم؛ نخير، همت كنيد؛ خواهيد ديد آنها مجبور مى شوند از شما ياد بگيرند. ثانياً شاگردى كردن در علم، به معناى تقليد كردن در فرهنگ نيست؛ اين نكته ى بسيار مهمى است. در زمان قاجاريه اولين بار نشانه ها و نمونه هاى فرهنگ غربى وارد كشور شد. ايرانى هاى اعيانِ دربارىِ آن روز كه اولين قشرهايى بودند كه با اروپايى ها ارتباط برقرار كردند، نخستين چيزى كه ياد گرفتند، دانش نبود؛ عادات و رفتار و نحوه ى معاشرت آنها را ياد گرفتند. اين خطِ اشتباه و خطا از همانجا ترسيم شد. عده يى فكر مى كنند چون غربى ها از لحاظ علمى بر ما برترى دارند، پس ما بايد فرهنگ و عقايد و آداب معاشرت و آداب زندگى و روابط اجتماعى و سياسى مان را از آنها ياد بگيريم؛ اين اشتباه است. اگر استادى در كلاس به شما درس بدهد و خيلى هم استاد خوبى باشد و به او علاقه هم داشته باشيد، آيا حتماً بايد رنگ لباس خود را همان رنگى انتخاب كنيد كه او مى پسندد؟ اگر اين استاد عادت بدى هم داشت، شما بايد اين عادت بد را از او ياد بگيريد؟ فرض كنيد استاد وسط درس گفتن، دستش را در دماغش مى كند؛ شما علم را از او ياد بگيريد، چرا اين كار را از او ياد مىگيريد؟ اروپايى ها كارهاى غلط و خطا و رفتارهاى زشت الى ماشاءاللَّه دارند؛ چرا بايد اين كارها را از آنها ياد بگيريم؟
جنایتی که امروز آمریکا در عراق می کند بخصوص در نجف که یکی از مقدس ترین مراکز شیعه است بلکه یکی از مقدس ترین مراکز همه مسلمین است این جنایت یکی از آن نقاط سیاه و تاریکی است که از پیشانی استکبار آمریکایی پاک نخواهد شد هرگز هرچه بیشتر ادامه بدهند این نقطه سیاه بزرگتر و محکوم کننده تر خواهد شد اینها شهر مقدس نجف را بمباران می کنند اشغال می کنند واردش می شوند برای قتل عام مردم آنجا هم هیچ مانع الاراده ای جلوی خودشان نمی بینند و دیگر شهر های عراق که نقطه اصلی و محوری اش شهر نجف است دل همه مسلمانان عالم را می لرزانند دل شیعه را می سوزانند فاصله خودشان را با ملت اسلام و امت اسلامی همین طور عمیق تر و ژرف تر می کنند با نام دموکراسی با نام لیبرالیسم این رییس جمهور امریکا شرم نمی کند در همین دو سه روز اخیر باز گفته است که ما در عراق به دنبال دموکراسی هستیم یعنی اصلا خجالت در قاموس حضرات معنا ندارد در عراق با چکمه پوش وارد می شوند مردم را می کشند وارد خانه های مردم می شوند حریم خانوادگی مردم را به هم می زنند جوانهای مردم را می کشند آن زندان ابوغریب با آن وضع فضاحت بار را به وجود می آورند در حکومت عراق دخالت می کنند در تشکیل کنفرانس ملی و مجلس ملی اخلال ایجاد می کنند حاکمیت به مردم عراق نمی دهند شر نیروهای نظامی شان را از سر مردم کم نمی کنند علاوه بر این هر جا که لازم بدانند با تشخیص ظالمانه خودشان بمباران می کنند کشتار می کنند ویران می کنند همین چیز اندک باقی مانده از زندگی مردم عراق را هم به نابودی و زوال می کشانند خاکستر می کنند زندگی مردم را آخر هم ادعا می کنند ما در عراق داریم مردم سالاری راه می اندازیم واقعا این بی شرمی حد و اندازه ندارد.
آن شبى كه ايشان - آقاى رضازاده - آن كار قشنگ را كرد، من پاى تلويزيون بودم؛ هم حركت يك ضرب را ديدم و هم حركت دو ضرب و بالا بردن ركورد را، و همان موقع احساس کردم كه احساسات جوانها و مردم و ميليونها انسان در اين كشور، الان در چه وضعى است؛ حقيقتاً و قلباً از اين جوان تشكر كردم و تشكرم را هم همانجا منتقل كردم.و از همه شما حقیقتاًمتشکر هستم.
مذاكره كننده ها و مأموران دولت جمهورى اسلامى دنبال اين كار هستند؛ دارند حرف مى زنند و كار مى كنند؛ همان خط قرمزهايى را هم كه مسؤولان كشور در اظهاراتِ علنى گفته اند، آنها هم در مذاكراتشان دنبال مى كنند؛ ليكن آن چيزى را كه بايد بجد به طرفهاى مذاكره گفت و در ميان گذاشت، اين است كه به اين فكر نباشند كه با حرفهاى نادرست و غيرمنطقى خود، ملت ايران را معتقد كنند كه طرفها اعتقاد به منطق ندارند. اگر ملت ايران به اين نتيجه رسيد كه طرفهاى صحبت به منطق پايبند نيستند، گفتگو با آنها را ترك خواهد كرد؛ چون كسى كه اهل منطق نيست، چه گفتگويى، چه حرفى؟! ما در يك سال گذشته نشان داده ايم كه اهل منطق هستيم و منطق داريم. گفتند مى خواهيم شفاف باشيد؛ گفتيم خيلى خوب، مقررات جهانى است؛ نمايندگان آژانس بين المللى انرژى هسته يى بيايند بازديد كنند تا اگر نگرانند، نگرانى شان برطرف شود. نظام جمهورى اسلامى منطق را شاخص كار خودش قرار داد. آنجايى كه چيزى را قبول كرد، با منطق بود؛ آنجايى كه چيزى را رد كرد، با منطق بود. هرجا هم خواستند زورگويى كنند، جمهورى اسلامى ايستاد و قبول نكرد.
ملت عزيز ايران! نمازگزاران عزيز! اين وحدت و اين يكپارچگى و اين تمسك شما به ارزشهاى معنوى، بزرگترين دستاوردى است كه به شما كمك مىكند كه بتوانيد در مقابل افزون طلبى و زياده خواهى و تعدى و تجاوز استكبار ايستادگى كنيد؛ اين را حفظ كنيد؛ اين بسيار ارزش دارد. همين نمازهاى عيد، همين اجتماعات عظيم، همين راهپيمايى هاى پُرشكوه، همين جوانهاى پُرانگيزه و همين ملت آماده ى براى حركت، قيام، دفاع و جهاد در راه اسلام، توانسته است به همه ى امت اسلامى عزت ببخشد. عزت و قدرت شما مردم در گرو تمسك به همين وحدت، همين يكپارچگى، همين بصيرت و روشن بينى است؛ اين را حفظ كنيد. مسؤولان در خدمت مردم، مردم در كنار مسؤولان، همه به فكر مصالح اين كشور و اين ملت، و همه با اهتمام فراوان به آن چيزى كه ضامن اصلى نجات امت اسلامى است، يعنى تمسك به اسلام، باشند كه مى تواند دنيا و آخرت مردم را آباد كند. امروز از خدا بخواهيد اين روحيه و اين ايمان و اين نشاط و شادابى را در شما حفظ كند.
اين حوادث خونين كه به نابودى جان انسانها منتهى مى شود، اگر صرفاً يك حادثه ى تروريستى هم بود، محكوم بود؛ اما بالاتر از اينهاست؛ اينها مى خواهند مردم عراق را در آستانه ى انتخابات، آنچنان مشغول كنند و آنچنان بازار تهمت و شايعه و اختلاف را داغ كنند كه فرصت استثنايى انتخابات را از دست آنها بربايند. من اطمينان دارم كه پشت سر اين حوادث، دست دستگاههاى جاسوسى اسرائيل و امريكا در كار است؛ يا خود آنها بالمباشره اين كار را انجام دادند، يا گيرم چند نفر آدم متعصب و غافل را اغوا و آنها را به اين كار وادار كردند؛ ليكن نقشه متعلق به آنهاست. مردم عراق بعد از سالهاى متمادى و على رغم ميل استكبارىِ مستكبران، مى خواهند خودشان تشخيص دهند و انتخاب كنند؛ اما اشغالگران اين را نمى خواهند؛ مى خواهند صورتِ انتخابات باشد، اما باطنِ انتخابات نباشد؛ از مردم، براى مردم و به اعتماد مردم، كسى روى كار نيايد؛ افرادى را كه مزدور و گوش به فرمانِ خودشان هستند، آنجا بگذارند. ظاهر قضيه اين باشد كه يك حكومت مردمى است، اما باطن قضيه عوامل امريكا و انگليس باشند - كه عراق دست آنهاست و آن را اداره مى كنند - و منافع آنها را تأمين كنند.
من اصرار دارم همه ى مسؤولان كشور و آحاد ملت خودشان را انشاءاللَّه براى انتخابات آماده كنند. اگرچه تقريباً زمان زيادى به برگزارى انتخابات مانده است و ما هنوز پنج شش ماه تا برگزارى انتخابات وقت داريم؛ اما فضاى كشور را بايد فضاى علاقه مندى و شوقِ به اين انتخابات كرد تا مردم بدانند مى خواهند كار بزرگى انجام دهند. دولتى سركار بياورند كه براى راه رسيدن به آرمانها يك قدمِ بلند بردارد؛ اساس قضيه اين است. چهره هاى گوناگونى كه به عنوان نامزد وارد عرصه ى انتخابات مى شوند، به اين موضوع توجه كنند. اين ملت، تشنه ى كار است؛ كار. كارِ نكرده زياد هست؛ ميدان هم براى كار در كشور ما بى نهايت است. آنچه مردم به آن علاقه دارند و عاشق آن هستند، اين است كه رئيس جمهورى سركار بيايد كه مهمترين انگيزه ى او كار براى اين ملت باشد و در زمينه هاى اقتصادى، زيربنايى، فرهنگى، علمى، اخلاقى، سياست خارجى و ساير زمينه ها كار كند و نشاط و شور و انگيزه ى كار داشته باشد؛ اين هم با ايمان امكانپذير است. نامزدهاى انتخاباتى به اين نكته توجه كنند. مردم مايلند از زبان نامزدها بشنوند كه اينها مى خواهند چه كار كنند. نامزدها مشخص كنند كه مى خواهند چه كار كنند؛ برنامه ها و هدفها و راهبردهايشان را براى مردم مشخص كنند.
+ نوشته شده در ساعت توسط سرباز ولایت
|
آنان كه معناي ولايت را نمي دانند در كار ما سخت درمانده اند. اما شما خوب مي دانيد كه سرچشمه اين تسليم و اطاعت و محبّت در كجاست. خودتان خوب مي دانيد كه چقدر شما را دوست مي داريم و چقدر دلمان مي خواست آن روز كه به ديدار شما آمديم سر در بغل شما پنهان كنيم و بگرييم. ما طلعت آن عنايت ازلي را در نگاه شما باز يافتيم. لبخند شما شفقت صبح را داشت و شب انزواي ما را شكست. سر ما و قدمتان كه وصي امام عشق هستيد و نائب امام زمان